
Hoax يا Hoaxes به اخبار و مطالب و عكسهاي فريبنده ميگويند كه بيشتر جهت شوخي يا تحريف واقعيتي ايجاد شده و منتشر شده باشند. هَوكس را ميتوان «دست انداختن» نيز معني كرد كه از Hocus Pocus يا تردستي گرفته شده است.*
موضوع هر هوكس نيز بستگي به هدف سازندهي آن دارد. شوخيهاي معروفي نظير پايان دنيا يا نمايش مشهور راديويي اورسون ولز بر اساس كتاب جنگ دنياهاي اچ.جي.ولز كه اورسون ولز در نقش خبرنگاري با جديت صحنهي حملهي مريخيها را تعريف كرده و چند شهر آمريكا را در هراس فرو برد از نمونه هوكسهاي راديويي در قرن گذشته هستند. دروغهاي آوريل و دروغهاي نوروزي را نيز با اين كه لو رفتهاند اگر ماهرانه و باورپذير طراحي شوند شايد بتوان در زمرهي هوكسها قرار داد مانند شوخي نوروزي روزنامه شرق در مورد كج شدن برج ميلاد.
معمولاً لينك يك خبر يا تصويري خاص به نسبت اهميت خبري آن يا منافع براي توزيعكننده آن، از درجات خاصي از توجه برخوردار است. بسياري از افراد نيز اخبار و برنامههاي تلويزيوني را بيش از هر رسانهي ديگر باور ميكنند و بعضي افراد نيز اينترنت را با همان قياس رواني و ذهني نوعي «تلويزيون» ميپندارند و در نتيجه باور اخبار و عكسهاي هوكس كه معمولاً به صورت حرفهاي تهيه ميشود براي آنان سادهتر ميشود.
در اين زمينه صدها مورد ريز و درشت را ميتوان مثال زد كه به دليل رويكردهاي رنگارنگ سياسي در اكثر رسانههاي ايراني، پيش از اين كه جنبهي هوكسي و تفريحي داشته باشند سرچشمه گرفته از شايعه و يا منافع خاص سياسي هستند. شايد به آنها بتوان نام «ترفندهاي هدفمند» نام نهاد.در رسانههاي ديگر اين به ندرت اتفاق ميافتد نظير شوخي فردي كه خبر دستگيري كيانوش استقرارزاده در روستاي برره توسط ماموران جمهوري اسلامي را تلفني به مجريان برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسي گفته بود و مدتي موجب مزاح شده بود يا خبر غيرواقعي حل معماهاي اينشتاين توسط دختري ايراني كه ابتدا توسط تلويزيون ايران و بعد در رسانههاي ديگر منعكس شد و مثالهايي از اين قبيل. اما در اينترنت اين موضوع به دليل تراكم اطلاعات و نيز مسائل خاص فني و تكنيكي نظير استفاده از جلوههاي فتوشاپ و نرمافزارهاي گرافيكي بيشتر اتفاق ميافتد و شايد به دليل توسعهنيافتگي اينترنت در ايران مقداري براي عامه باورپذيرتر باشد.
اهميت شناخت عكسها و پيامهاي فريبآميز اين است كه مديران رسانهها و سايتهاي خبري به علت آسيبپذيري در اين مورد و گسترش سريع شايعات اينترنتي به دليل ذات تكنولوژيكي آن، پيش از هر چيز از صحت و سقم رويدادها و عكسها كاملاً اطمينان حاصل كنند و اعتبار و اصالت اخبار خود را با دقت بيشتري كنترل كرده و بر خروجي مطالب خود نظارت دقيقتري داشته باشند. به همين لحاظ و بر اساس تجارب به دست آمده شايد لازم باشد يك مدير يا مسؤول خبر يك سايت خبري علاوه بر قواعد خبرنويسي و نگارش و معلومات عمومي بالا در زمينههاي متعدد و ساير رشتههاي مرتبط با رسانه، با نرمافزارهاي گرافيكي نظير فتوشاپ و افكتها و فيلترها و با انواع فونتها و سياقهاي آن و ديگر مسائل فني وب و كامپيوتر به خوبي آشنا باشد.
اين تنها نمونههايي از هوكسهاست كه در مدتهاي اخير در سايتهاي مختلف منعكس شده است و منشاء آنها اينترنت است و نه رسانههاي ديگر. لينك تمام اخبار و منابع در اين زمينه موجود است كه هر كدام از چه منبعي آمده و يا كدام سايت خبري آن را درج كرده كه بسياري از كاربران ثابت اينترنتي ميدانند. شايد براي وبلاگها و سايتهاي شخصي اين خطاها اهميتي نداشته باشد اما براي رسانههاي خبري و سايت خبرگزاريها نوعي آسيب و تهديد به شمار ميآيد:

■ صيغه شيرينترين لذت!
در تاريخ 29 فروردين امسال عدهاي از زنان محجبه در اعتراض به بدحجابي در مقابل مجلس تجمع كردند. خبرگزاري مهر عكسهايي از اين تجمع و حواشي آن تهيه كرد. متن تصوير پلاكارد يكي از اين عكسها دستكاري شده و به اين جمله تغيير يافت: «صيغه شيرينترين لذتي است كه نصيب زن مسلمان ميشود»! و به فاصله كمتر از چند روز در صدها سايت و وبلاگ منتشر شد. بسياري آن را در سايت و وبلاگ خود به كار برده و تفسيرهاي متعدد مذهبي و سياسي نيز از آن ارائه دادند. تا جايي كه حتي سعيد ابوطالب نماينده تهران نيز جوگير شده و در مجلس در مورد آن عكس جنجال به پا كرد! هنوز در برخي كليپهاي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان اين تصوير تحريفشده را به عنوان عكسي مستند از رويدادهاي ايران به كار ميبرند.
كاربراني كه با يك نرمافزار خوشنويسي نظير چليپا يا كلك كار كرده باشند يا حداقل قواعد خوشنويسي را بدانند در اولين نگاه و به سادگي متوجه جعل ناشيانهي نوشته ميشوند. مخصوصاً چليپا و نامهنگار و بسياري نرمافزارهاي خوشنويسي ديگر كه فاصلهگذاري نامناسب نقطههاي آن به خوبي مشهود است.

■ پاسارگاد زير آب رفت
با انعكاس خبر عمليات ساخت سد سيوند در منطقه تنگهبلاغي و نزديك بناهاي تاريخي استان فارس و نزديك شدن زمان آبگيري آن، موضعگيريهاي بسياري از سوي معترضين در سايتها و شبكههاي مختلف ماهوارهاي انجام پذيرفت و تومارهاي بسياري نيز در اعتراض به اين عمل نوشته شد. در روزهاي اخير رندي تصاوير دستكاري شدهي فوق را با ذكر اين خبر كه پاسارگاد و مقبره كوروش زير آب رفته است در اينترنت منتشر نمود كه ادامهي ماجرا را ميتوان حدس زد! در اين خبر كه توسط گروهي اينترنتي با عنوان ايران عشق تكثير شده آمده است:
«اكنون خبري داريم كه دل هر ايراني عاشق و وطن دوستي را خشمگين و برافروخته ميسازد! چندي پيش سد سيوند در حال آبگيري بود كه با اين كار پاسارگاد، آرامگاه كوروش كبير، اين بزرگمرد آريايي به زير آب ميرود. و اكنون اين اتفاق افتاده است. سد آبگيري شده و آرامگاه كوروش كبير و بخش بزرگي از پاسارگاد در حال فرو رفتن به زير آب است».منبع اصلي عکسها
توضيح اين كه سد سيوند تا اين لحظه هنوز به مرحلهي آبگيري نرسيده است! هر دو يعني هم متن و هم عكسها در اين خبر فريبآميز هستند.

■ مسخ دختر هلندي
قضيهي مسخ دختر هلندي به دليل اهانت به قرآنخواني مادرش، از مشهورترين هوكسهاي مذهبي در اينترنت ايراني است كه در سال گذشته اتفاق افتاد. تصوير واقعي مربوط به مجسمهاي ساخته پاتريشيا پيچينيني و از جنس سيليكون و كائوچو و طرحي ژنتيكي در مورد تكامل حيوانات است كه در نمايشگاه آثار وي به نمايش درآمده و از آن عكس گرفته شده است. يك سايت سرگرمي تركي آن را نقل كرده و خبرگزاري آفتاب كه بعداً صحت اين خبر را رد كرد، آن را با تيتر «مسخ به خاطر توهين به قرآن» منعكس و به زودي در صدها سايت و نشريات مختلف تكثير شده و حتي به تعداد زياد از آن فتوكپي و تصوير تهيه و در محافل و شهرهاي مذهبي توزيع شد.
خود عكس اصيل بوده و هيچ گونه دستكاري در آن رخ نداده است. اين خبر ضميمهي آن است كه موجب ايجاد اين ذهنيت و باور شده است.

■ كج شدن برج ميلاد
اگر چه اين قضيهي برج ميلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتي دارد اما در اينترنت نيز به دليل انعكاس آن در سايت روزنامه شرق در همان ساعتهاي اوليه به ويژه از سوي برخي سايتها و وبلاگهاي خارج از كشور كه از قضيهي شوخي نوروزي شرق اطلاع نداشتند و به محتواي طنزآميز آن دقت نكرده بودند با واكنشهاي بعضاً تند سياسي عليه بيكفايتي مسؤولين نظام ايران مواجه شد! چون چند روزي نيز به نوروز مانده بود، اين شبهه براي افراد بيشتر به وجود ميآمد كه خبر واقعي است. اتكاي مطلق به اينترنت و در واقع روزنهي شيشهاي مانيتور به عنوان تنها منبع خبرگيري نيز از آسيبهاي جدي يك رسانه به شمار ميرود.

■ اعدام انقلابي!
مدتي پيش تصوير اين نامه در برخي از سايتها و وبلاگها منتشر شد و طبق معمول! برخي آن را باور كرده و در وبسايتها و وبلاگهاي خود به آن اشاره كردند. در اين نامه، متني آمده مبني بر ماموريت دادن فلاحيان وزير اسبق اطلاعات به محمود احمدينژاد براي اعدام انقلابي جمعي از زندانيان. جعلي بودن نثر آن كه از اساس مشخص است. بعد هم نامههاي اداري در آن تاريخ معمولاً با ماشينتحرير تايپ ميشد اما اين نامه فونتش «زر سياه» است و مربوط به تايپ كامپيوتري است. يعني در آن تاريخ نرمافزارهاي فارسي موسوم به نشر روميزي نظير زرنگار با اين گستردگي وجود نداشت و بعد از آن سال بود كه نشر روميزي كامپيوتري و فارسي توسعه يافت. گذشته از آن اصلاً چه كسي در ايران ميداند «فرماندهي محترم جنگهاي نامنظم»! چه صيغهاي است و چه سمتي است!؟ اصلاً آن 702 نفر قبلي (و آن 4۶۰ يا 260 نفر!؟) چه كساني بودهاند كه اين حجم وسيع اعدام در آن سال هيچ سابقهاي و سر و صدايي نداشته است!؟ اين يكي از ناشيانهترين هوكسهاي بررسي شده بود.

■ نامههاي عمر و يزدگرد
نامههاي موسوم به نامههاي عمر و يزدگرد سوم كه در مدتهاي اخير بارها در سايتهاي مختلف و با ورژنهاي نوشتاري مختلف نيز بارها دست به دست و ايميل به ايميل! گشته از آن نوع هوكسهاي مشهور مدتهاي اخير به شمار ميرود. غير از جعلي بودن متن نامهها كه اينجا به آن اشاره شده، به طور كلي وجود چنين نامههاي در موزهي لندن هرگز تاييد نشده است.

■ تصوير برخورد موشك حزبالله به ناو اسرائيلي
در پي وقوع جنگ اخير اسرائيل و لبنان سايتهاي مختلف خبري مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگيريها بودند. در اين التهاب رسانهاي، سايت «انجمن دفاع از مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين» كه سايت فارسي و رسمي حزبالله لبنان به شمار ميرود عکسي را با عنوان صحنه برخورد موشكهاي حزبالله به ناوچه اسرائيلي منتشر كرد كه در آن لحظات به دليل التهابات جنگ باورپذير مينمود و در دهها سايت و حتي برخي نشريات اين عكس منتشر شد.
فقط كمتر كسي در آن روزها از خود سوال كرد اين عكس كه از زاويهي يك هليكوپتر (هليكوپتر چه كسي؟ حزبالله!؟) گرفته شده با آن شكار لحظهي تر و تميز از لحظهي انفجار توسط چه كسي گرفته شده و اگر هم توسط خود نيروهاي نظامي اسرائيل يا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با اين سرعت به دست اين سايت رسيده است؟
مدتي بعد مشخص ميشود كه عكس مربوط به سال 1998 و از يك سايت استراليايي در زمينه صنايع دفاعي با عنوان Defense Industry Daily برداشته شده است. منبع اصلي عكس
در اين مطلب، خبر صحيح بوده و عكس نابجا و يا در حيطهي جنگ رواني و تبليغاتي استفاده شده و با وجود كشف منبع اين عكس، سايت مذكور همان مطلب را تا اين تاريخ و با همان تيتر حفظ كرده است.(تصحيح ميشود: دقيقاً همين امروز آن عكس را از گزارشهاي تصويري بدون هيچ توضيحي برداشتند. کش گوگل). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و ديگر نمايش داده نميشود. کساني که اين مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کردهاند. عجب قايم «موشک»بازي شد!؟

■ تهران شهر ماهوارهها
مدتي اين عكس نيز به عنوان عكسي از تهران كه پشتبامهاي آن را انبوهي از ديشهاي ماهواره پوشانده در سايتها و حتي برخي مطبوعات ديده ميشد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمانها به نظر ميرسد واقعاً تهران باشد اما عكس ظاهراً تصوير شهري در لبنان است.
خود عكس واقعي است. خبر غيرواقعي ضميمه و تيتر آن اين گونه القا كرده كه اينجا زاويهاي از تهران است.

■ اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!
چند سال پيش يك نفر (فرض كنيد نويسنده همين وبلاگ!) مطلب طنزي نوشت با عنوان: «اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!» در اين مطلب به مصاحبهاي خيالي با دكتر معتمدي وزير سابق ارتباطات اشاره شده كه در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضي آسيبها اينترنت را در ايران قطع كرده و تمامي سرويسدهندهها را جمع ميكنيم. چند روز بعد يكي از سايتها با حذف جمله آخر كه بر خيالي بودن اين مصاحبه تاكيد كرده عين همان مطلب را با اين تيتر منتشر نمود: «جمهوري اسلامي طرحي را براي بستن تمامي مراکز خدماتي اينترنتي در دستور کار قرار داده است»! پس از آن برخي سايتهاي ديگر خبري و سياسي اين مطلب را با آب و تاب بيشتر منعكس كرده و تحليلهايي نيز در اين رابطه ارائه دادند.
در اينجا هوكس و خدعهاي در كار نبوده بلكه يك مطلب طنز موجب شده تا اين گمان واقعي بودن ايجاد شود و نشر آن توسط يك پايگاه خبري و استفادهي سياسي از آن، جنبهي طنزآميز بودنش را از بين برده و جدي نمايش داده است.
● يك مثال ديگر
حال اگر محض مزاح يك خبر اين گونه و به نحوي حرفهاي تنظيم شود و به دستتان برسد يا در يك سايت خبري يا يك وبلاگ بخوانيد چه واكنشي به آن خواهيد داشت و وقتي خبر گسترش يابد اصلاً از كجا خواهيد فهميد كه اصولاً چنين اتفاقي نيفتاده است!؟ (توضيح اين كه تمام اينها غيرواقعي و مندرآوردي است! لطفاً جدي نگيريد!):
○ گفتگوي مهم تلفني احمدينژاد و مركل
«به نقل از يك منبع موثق در رياست جمهوري، آقاي احمدينژاد صبح روز گذشته حدود يك ساعت با خانم آنجلا مركل صدراعظم آلمان گفتگوي تلفني دوستانهاي داشت. اين منبع كه نخواست نامش فاش شود گفت: خانم مركل ضمن قدرداني از نامهي آقاي احمدينژاد اظهار داشته از وي به طور رسمي جهت ديدار در آلمان دعوت به عمل خواهد آورد.
وي گفت: رئيس جمهور نيز ابراز اميدواري كرد كه روابط فيمابين در اين ديدار بهبود يابد. آقاي احمدينژاد ضمن اشاره به روابط تاريخي ايران و آلمان و انتقاد از سياستهاي آمريكا و انگليس، نقش مستقل آلمان در اروپا و جامعهي ملل را ستود و گفت آلمان هميشه مهمترين شريك تجاري ايران بوده و اميدواريم بدون فشار قدرتهاي بزرگ اين همكاريها ادامه يافته و گستردهتر شود.
اين منبع افزود: صدراعظم آلمان در اين گفتگو نسبت به شراكت در برنامههاي هستهاي ايران ابراز تمايل كرده و اظهار داشته كه آلمان آمادگي دارد در اين زمينه با ايران همكاري كامل نمايد.
به نظر ميرسد برخي كشورهاي اروپايي بدون توجه به موقعيت ايران در آستانهي تحريم قصد دارند روابط غيرعلني و تجاري خود با ايران را همچنان دنبال كنند».
در پايان آقاي احمدينژاد ضمن انتقاد از چاقي خانم مركل وي را به كم كردن وزن تشويق كرد!
با كمي عكس و رنگ و لعاب كمتر كسي متوجه ميشود كه متن اين خبر به كلي ساختگي است. عصر انفجار اطلاعات و رشد انواع رسانههاي بومي و مدرن از اين مكافاتها نيز دارد! كه تو خود داني اگر زيرك و عاقل باشي...
● ماكياوليسم خبري
شايد بعضي از اينها در طبقهي هوكسها قرار نگيرند و همان ترفند يا خدعهي هدفمند يا جنگ رواني مد نظر سازندگان آنها باشد. يعني نوعي منافع خاص تبليغي و سياسي حتي براي ديگران به وجود آورد. برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان كليپهايي با مضامين سياسي پخش ميكنند كه در آن از تصاوير مشهور اعدام باند موسوم به كركسها كه علاوه بر قتل و تجاوز خانوادههاي بسياري را داغدار كرده بودند با عنوان اعدام آزاديخواهان و مبارزان ايران استفاده ميكنند كه به طور مطلق عملي اشتباه است. يا عكس مشهور صحنه اعدام افرادي كه به كودكي تجاوز كرده بوده و تحت عناويني نظير حمايت از همجنسگرايان در مورد آن تبليغ ميشود و روي اين گونه عكسها و اخبار كه
واقعيت آن چيز ديگري است مانور داده ميشود. اينجا اين واقعيت وجود دارد كه مخاطبيني كه در داخل ايران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پيام آن رسانه حداقل در ذهنشان بازخورد منفي نشان ميدهند و خودبهخود نوعي بياعتمادي به آن رسانه در ذهنشان نقش ميبندد حتي اگر آن را عنوان نكنند و حتي اگر موافق نظريات و سياستهاي آنان باشند. اين در كوتاهمدت آنان را به سمت رسانههاي رقيب خواهد كشاند. رسانههاي مختلف به ويژه سايتهاي خبري اينترنتي گاهي به دام اين «سياهچالههاي اينترنتي» ميافتند و سايتي اطلاعرساني كه هر خبري را تنها به دليل مطابقت با منافع خود منعكس ميكند استعداد بيشتري براي افتادن به اين سياهچالهها و پايين آمدن اعتبار دارد.
سوال اين است كه ما تا چه حد مجازيم كه از ناآگاهي انبوه مخاطبين خود استفاده كنيم و بعد تكليف اين نقيضه يا پارادوكس كه مخاطب را با اخبار جعلي درگير ميكنيم و بعد كشف ميشود كه ماجرا در اصل چيز ديگري بوده و انواع و اقسام بهتانها نيز به افراد بسته ميشود، چگونه جبران ميشود و آيا «هدف وسيله را توجيه ميكند» ميتواند جاي سلامت خبري و انعكاس بيطرفانه و واقعي اخبار را بگيرد يا خير؟ پاسخ به اين سوال را كارشناسان رسانههاي مختلف و خود مديران اين رسانهها بايد بدهند.
● پيشنهادهايي به مديران سايتهاي خبري در اين زمينه:
1- دانش فني خود را در زمينهي وب و نرمافزارهاي مختلف به ويژه نرمافزارهاي گرافيكي بهبود بخشيد.
2- به عكسها و مطالبي كه ماهيتاً حاوي يك مضمون جنجالي به ويژه در مورد شخصيتها و افراد يا اخبار سياسي و مسائل روز مخصوصاً مسائل سياسي و مذهبي هستند و توسط افراد ديگري خارج از تيم عكاسي يا گزارش شما به دستتان ميرسد، شك كنيد و تا از صحت آن اطمينان نيافتهايد از درج يا لينك دادن به آن خودداري كنيد.
3- از مشاوره فني و محتوايي كارشناسان وب، ادبيات و ساير رشتهها بهره بگيريد. در صورت نياز و ضرورت درج يك خبر داغ (و البته مشكوك!)، حتماً پيش از درج خبر اين كار را در اولويت قرار دهيد. حتي ميتوانيد از تجارب و مشاهدات وبلاگنويسان و افراد باتجربه در عرصهي اينترنت ايراني كه با اسامي و افراد و وقايع بيشتري آشنا هستند و يا رويدادهاي سطح نت را رصد و مانيتورينگ ميكنند بهره بگيريد.
4- هميشه به ياد داشته باشيد كه ميتوان يك عكس را به نحوي دستكاري كرد كه تشخيص آن از واقعيت حتي براي كارشناسترين افراد نيز دشوار باشد. بنابر اين به تحليل اجتماعي و سياسي خبر و عكس و رخدادهاي روز و ارتباط آن با عكس بيشتر دقت كنيد.
5- بيشترين ترفندها در مورد مسائل روز اتفاق ميافتد. اين مسائل ممكن است جنبههاي گوناگون سياسي و مذهبي و اجتماعي داشته باشند. حتي ممكن است وقايع تاريخي گذشته نيز به نوعي با مسائل روز پيوند خورده و موضوع را قابل باور نشان دهد و يا مطلب مورد نظر تنها نوعي طنز باشد.
6 - اعتماد مخاطبين و انصاف را فداي تبليغات زودگذر يا منافع و ديدگاههاي سياسي خاص نكنيد. اين شيوهها كهنه و مطرود است و به دروغپردازي تعبير ميشود. «افشاگري» در ادبيات رسانهاي و سياسي ما بد تعريف شده و به تعريفي دوباره و سالم در جهت روشنگري عامهي مردم نياز دارد. بسياري از هوكسهاي سياسي از اين اشتياق رسانهها براي كسب اخبار و گزارشهاي داغ و مثلاً افشاگرانه استفاده ميكنند و با آشكار شدن واقعيت، اين صاحبان آن رسانهها هستند كه لطمه ميبينند.
6- بيشترين خطاها و به دام هوكس افتادنها توسط رسانههاي ايراني خارج از كشور با رويكرد افراطي به مسائل صورت ميگيرد. تا از صحت يك خبر يا عكس و اثرات آن مطمئن نشدهايد، اعتبار رسانهي خود را مخدوش نكنيد. به ويژه در زمينهي نام اشخاص و نام مكانها دقت داشته باشيد. بر وبلاگها و سايتهاي شخصي اين خطاها حرجي نيست ولي وقتي تيمي با عنوان يك خبرگزاري يا پايگاه خبري به منبع نشر اخبار غيرواقعي مبدل شود به تدريج اعتبار خود را از دست ميدهد.
7- اگر متوجه شديد محتواي يك خبر يا يك عكس خاص صحت نداشته و نوعي ترفند است، بلافاصله در صفحهي همان خبر و بهتر است كه در بالاي آن، توضيح ضروري را قيد كنيد. اين موجب جلب اعتماد و احترام بيشتر مخاطب به سايت شما خواهد شد.
8- ترفندهاي هدفمند و تحريف واقعيت براي منافع سياسي نيز هيچ گاه جاي سلامت خبري و اطلاعرساني سالم و اگر هم شد لحن غيرجانبدارانه را نميگيرند. به تجربه ثابت شده است كه پايدارترين و موفقترين و قابل اعتمادترين رسانهها همين رسانههايي هستند كه اگر چه در ظاهر لحن محترمانه و بيطرفانهاي هم دارند اما هوشمندانه سياستهاي خود را نيز دنبال ميكنند و موجب جلب مخاطبين بيشتر ميشوند.
○ اميد كه اين مطلب بلند به كار مديران سايتهاي مختلف خبري به ويژه كساني كه سايت جديدي با فعاليت اطلاعرساني ميسازند، بيايد. خطاها اجتنابناپذير هستند اما گاهي درج يك خبر يا عكس موقعيتهاي دشواري نظير سؤتفاهم و جنجال و بحران به وجود ميآورد كه رسانهها را ناگزير از پاسخگويي يا تبعات آن و حتي به برخوردهاي قضايي ميكشاند كه به دليل پيچيدگي فني و محتوايي ذاتي اينترنت و توسعهنيافتگي آن در ايران قضاوت در اين مورد را دشوارتر ميكند.
* در رابطه با تعاريف هوكس و شايعه در فضاي مجازي ميتوانيد به اين دو مقاله مراجعه كنيد:
- پيامها و شوخيهاي فريبنده (Hoaxes)
- فضاي سايبر و شايعه
كتابى به نام كوروش كبير (ذوالقرنين) نوشته ابو الكلام آزاد موجود است كه در اين كتاب قراين بسيارى آورده شده كه قرآن كوروش را همان ذوالقرنين معرفى مى كند. نظرياتى كه در اين كتاب آورده شده نظر بسيارى از علماى اسلام نظير علامه طباطبايى را به خود معطوف كرده است. آرامگاه كوروش كبير در استان فارس، راه اصلى اصفهان به شيراز در منطقه اى بنام پاسارگاد قرار دارد. ديگر پيامبران دفن شده در ايران كه اطلاع دقيقى از آنها نيست عبارتند از: حضرت قادر در دهكده بابا ولى- حضرت روبيل، نزديك رودخانه دزفول- حضرت يعقوب، در گرگان- حضرت ابراهيم خليل در سوسنگرد- حضرت ايوب در دهكده بن بن لكناى تنكابن- حضرت باحزقيل در دزفول- حضرت جرجيس در جنوب غربى شوشتر- حضرت اشموئيل در ساوه- حضرت اسحاق واسماعيل در جاده دزفول به هفت تپه- حضرت صالح پيامبر در شوشتر- وحضرات سلام، سلوم، سهولى، القيا در قزوين.
ایران زمین از دیرباز مدفن پیامبرانی بوده که آنجا را برای زندگی انتخاب کرده اند
به گزارش پایگاه خبری تقریب، عصر روز چهارشنبه همایشی با نام " همایش پيامبران مدفون در ايران " از طرف خانه فرآوران ايران بر گزار شد..
این همایش که در مجموعه فرهنگی سعدآباد (موزه ملت) برگزار شد، زندگی پیامبرانی را که زمانی بر اثر مهاجرت و یا تولد در خاک ایران ، در این کشور زیسته و همانجا به خاک سپرده شده اند را مورد بررسی قرار داد.
یکی از اهداف اصلی این همایش، پرداختن به جاذبه های توریستی و گردشگری آرامکاه و مقبره این پیامبران بود.
"يزدانى" دبير همايش در ابتدای این همایش گفت: تاريخ زندگى وفوت پيامبران، همانند محل زندگى ومدفن شان كاملاً مشخص نيست. با اين همه از جستجو در كتابهاى تاريخى ومقدس مى توان به هنر اقوى تاريخ زندگى پيامبران نقب زد و با كنار هم قرار دادن اطلاعات درست، از اسرارى آگاه شد.
نوشته هاي يك كودك نفهم
نام و نام خانوادگي : كاظم تبريزي؛ كلاس: دبستان
موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟
قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي ٌّ چرخ رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين اندازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير
..... من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من

اين عروسك يك پستاندار عقيمشده است كه به كمك علم مهندسي ژنتيك ساخته شده. تركيبي از ژنهاي خرگوش ، شامپانزه و خوك. با استفاده از القاي خواب زمستاني ، در جعبه نگهداري ميشه و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي اون رو نشون ميده. در دو مُدل يكي با طولعمر يكسال و يكي با طولعمر سهسال ساخته شده. در هفت مدل پهلوان( قرمز) ، ماجراجو(نارنجي) ، شاد(زرد) ، آروم(سبز) ، متين(آبي) ، روحاني(بنفش) ساخته شدهان. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفتهان.
اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشه. مدفوع بسيار مختصري داره و به غذاي كمي احتياج داره. قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اون از اين بزرگتر نميشه. كاملاً درد رو حس ميكنه ولي نميتونه اصوات بلند توليد كنه. داري خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار ميشه و چشمهاش رو باز ميكنه..
منبع : www.genpets.com
آرایشگاه مردانه و زنانه دیده بودیم ، اما« آرایشگاه سگانه» را تا حالا ندیده بودم.
البته دیده بودم در روستایمان پشم گوسفندان را در تابستان قیچی می کنند ، که البته آن موضوع مقوله ای جداست و با آرایشگاه سگانه تفاوت های زیادی دارد.
در اروپا سگ جزو لاینفک زندگی مردم شده است و به همین دلیل هرگونه سرمایه گذاری علمی ، فکری ، آموزشی ، هنری و ... در زمینه « سگ» و « صنایع مرتبط با سگ» یک سرمایه گذاری پر بازده و درعین حال زود بازده است
. تنوع سگ در اروپا بی نظیر است و انواع نژادهای مختلف سگ ، با قیافه های مختلف و سایزهای مختلف – به اندازه حدود یک خر
گرفته تا کوچکتر از یک گربه
– در کوچه ، خیابان، اتوبوس ، مغازه ، اداره و ... در دست اروپائی های چیز فهم دیده می شود
. به همین دلیل ، « پرورش و آموزش سگ» در اروپا یک سرمایه گذاری بسیار پر منفعت است که به دلیل افزایش روز افزون تقاضا برای انواع نژادهای مختلف سگ ، ریسک سرمایه گذاری در این زمینه ( بر خلاف سرمایه گذاری در صنعت کشتیرانی
) بسیار کم است.
در زمینه صنایع وابسته نیز می توان به سرمایه گذاری در زمینه تولید « رختخواب سگ » ، « قلاده سگ » - قلاده هائی که با فشار یک دکمه اندازه طناب به میزان دلخواه تنظیم می شود – و نیز « تولید غذای سگ» اشاره کرد. ( جهت خواندن لطيفه ای جالب در مورد غذای سگ ، توسط یکی از دانشجویان ایرانی دانشگاه آراسموس هلند ، اینجا کلیک کنید.)
« آرایش و پیرایش سگ» نیز از هنرها وتخصص های پر درآمد و با کلاس در اروپاست
. در مقایسه با کشور خودمان ، اروپائی ها توجه کمتری به ظاهر خود دارند. مصرف لوازم آرایشی در اروپا به مراتب کمتر از ایران است. به ندرت می توان خانم های صافکاری – نقاشی شده
را در اروپا دید. مسئله ای که متاسفانه در کشور ما بر عکس است. در عوض در اینجا به تیپ سگ خود خیلی اهمیت می دهند
. هزینه اصلاح سر انسان (اینجا تقسیم بندی زنانه – مردانه نداریم
) در شهر ما 
– مالمو سوئد – 150 کرون سوئد ، معادل حدود 18000 تومان خودمان است ، در حالیکه هزینه آرایش یک سگ (طبق استعلام دیروز اینجانب از یک آرایشگاه سگانه ) 580 کرون سوئد ، معادل حدود 70000 تومان است
![]()



در این گزارش از قول یک صاحب عزا آمده است: صد نفر میخواهم تا بیایند در مراسم دوستش که کسی را ندارد گریه کنند و بعد مذاکره در مورد قیمت شروع میشود. نفری 10 هزار تومان گران است. چانه زدن جزیی از کار اوست 7هزار تومان توافق میشود.
«همشهری» مینویسد، تابوت روی دستها میرود، مشایعتکنندگان با چهرههای مغموم پیاش. یک تشییع جنازه باشکوه؛ مثل فیلمهای سینمایی. سیاهی لشکرها زور میزنند تا قطرهای اشک روی گونههایشان بچکد. چهره برخی نیز بیشباهت به چهره زار و نحیف الیور تویست نیست، زاده شده باشند برای گریه کردن، انگار.
صد نفر مشایعتکننده مرد مرده حالا ناهار را خوردهاند. دستمزدهایشان را میگیرند و رهسپار خانههایشان میشوند، تا شاید روز دیگری، خانواده دیگری برای خاکسپاری عزیزش، گریهکن حرفهای بخواهد.
مدیر یک مؤسسه خدماتی میگوید: ارایه خدمات فوت، سالهاست در خارج از ایران مرسوم است. در برخی کشورها به محض فوت یک شخص، بازماندگان مجبورند، با یک شرکت تماس بگیرند. اما در ایران این کار هنوز جا نیفتاده ... در این حرفه بیش از یکی دو شرکت فعال نیستند.
سعی میکند کمتر از جزئیات کارش بگوید لابد به خاطر اینکه به قول معروف دست زیاد نشود. این مؤسسه نخستین تشکیلات ارایه دهنده خدمات مراسم ترحیم است. در حال حاضر چندان به درآمد فکر نمیکنیم، بیشتر قصدمان معرفی این حرفه است.
با آنکه در حرفهاش به موارد عجیب زیاد برخورده، اما یکی را نمیتواند فراموش کند. بازماندگان از او خواسته بودند، صد نفر مشایعت کننده و گریهکن برای تشییع جنازه عزیزشان بفرستد. پیرمرد سالهای آخر عمرش را در تنهایی و به دور از فرزندانش گذرانده بود. فرزندان پیرمرد خارج از کشور زندگی میکنند. هنگام مرگ دوستانش تصمیم میگیرند، مراسمی در خور او که روزی کیا و بیایی داشته، برایش برگزار کنند ما هم این تعداد کارگر گریهکن نداشتیم. با جایی هماهنگ کردیم و صد نفر یکجا به مراسم تشییع آمدند. اگر خودشان این گریهکنها را میآوردند، برایشان یک میلیون تومان تمام میشد، اما ما قضیه را با 500 هزار تومان تمام کردیم.
تمام خدمات تدفین و ترحیم توسط این مؤسسات ارایه میشود. از تشییع، تدفین، رزرو وسایل ایاب و ذهاب و مسجد، مداح، سخنران و سفارش اعلامیه گرفته تا رستوران، تهیه و سرو غذا، مجله، حلوا، فیلمبرداری، تزئین ماشین عزا و تاج گل. انتظار داری دفتر مؤسسه خدمات ترحیم بوی مرگ بدهد، از در که وارد میشوی، با این همه در و دیوار این مؤسسه نیز مانند بقیه شرکتها و مؤسسات است. با این تفاوت که منظره دشتی لخت هنگام غروب روی کارت مؤسسه خودنمایی میکند. به عکس شرکتهای دیگر تابلوهای رنگارنگ دیوارهای مؤسسه را آذین نکرده، خالی خالی، جز تابلوی مقوای آیهای از قرآن و تصویری از امام علی(ع).
بسته به نوع خدمات، قیمت متفاوت است.در هر صورت ما 10 درصد فاکتور خدمات ارایه شده را به عنوان دستمزد دریافت میکنیم. همه چیز شفاف شفاف است. قیمت یک مراسم یک روزه آبرومند 150 نفره با ناهار روز تشییع جنازه و مراسم ختم در یک مسجد حدود یک و نیم میلیون تومان میشود. این را مدیر مؤسسه میگوید. در مدتی که او خدمات مجالس ترحیم ارایه میدهد، غذاهایی مانند چلوکباب کوبیده، چلو مرغ و چلو جوجهکباب با اقبال بیشتری مواجه بوده. اغلب مراجعان این شرکت برای مراسم ناهار ختم یک نوع غذا سفارش میدهند، اما به گفته مدیر یکی دیگر از این مؤسسات هستند خانوادههایی که دوست دارند، میز شام مجلس ترحیمشان با چندین نوع غذا پر شود.
هر جور که مشتری بخواهد سفره را میچینیم. البته در این مراسم مثل عروسیها وسط میز بره کباب نمیگذارند، اما بعضی از مشتریها چندین نوع غذا سفارش میدهند.
این مؤسسه علاوه بر فیلمبرداری و سایر خدمات، ماشین عزا هم تزئین میکند.
بعضی مشتریها اصرار دارند، از مراسم عزاداری فیلمبرداری شود. بالاخره خاطره است، دیگر. اما هنوز فیلمبرداری خیلی رایج نشده، به خصوص در مورد درگذشتگان پیر.
مدیر مؤسسه میگوید: ما بیشتر در بالای شهر تبلیغ میکنیم. چون بیشتر مردم این منطقه به ما مراجعه میکنند.
با این همه مشتریهای این مؤسسات تنها پولدارها نیستند. مراسم ترحیم و تدفین رسم و رسومی دارد که بسیاری از جوانترها چندان به آن آشنایی ندارند. چند وقت پیش خانمی با ما تماس گرفت و ... گفت، مادر من مرگ مغزی شده و در بیمارستان است. نمیدانم برای مراسم ترحیم او چه کار باید بکنم. بسیاری از مشتریهای ما کسانی هستند که یا رسوم را بلد نیستند یا دست تنها هستند. علاوه بر این برگزاری مراسم توسط ما مقرون به صرفه هم هست. مؤسسات خدمات ترحیم در جنوب شهر مشتری چندانی جذب نکرده، در این مناطق چهار تا همسایه و دوست و آشنا جمع میشوند و کارها را انجام میدهند.
يك استاد روانشناسي از ايالت تگزاس يك سرويس شبكهاي جديد طراحي كرده است كه به انسانها
امكان ميدهد آخرين پيامهاي خود را پس از مرگ ارسال كنند.
به گزارش ايسنا، «ديويد ايگلمن» كه در دانشگاه بيلور در هوستون آمريكا تدريس ميكند، اعلام كرده كه اين سرويس آنلاين موسوم به Deathswitch به افراد پس از مرگ امكان ميدهد كه مطمئن شوند اطلاعات جزئي و مهمي مانند رمز ورود رايانهها، شماره حساب بانكي و محل كليد صندوق امانات به دست افراد زندهاي كه به آنها احتياج دارند خواهد رسيد.
يك عقاب تايواني پس از تخريب يك كندوي عسل در شهر تايپه شكم سيري عسل ميخورد و از نيش زنبورها هيچ بيمي هم ندارد.
خبرنگار شريف نيوز گزارش داد، تعدادی از نمایندگان مجلس بازدیدهایی از برخی کلانتری های تهران داشته اند. بر اساس اين گزارش، در یکی از کلانتری ها، بازداشتگاهی با ابعاد ۷۰ سانتي متر در ۷۰ سانتي متر وجود داشته است که سه بازداشتی در آن حضور داشته اند که یکی از آن ها از سه روز قبل در آن محل نگهداری می شده است و هیچ نوری نیز در اين بازداشتگاه وجود نداشته است.
همچنین معاون یکی از کلانتری ها مطرح کرده است که چندی پیش یک مامور کلانتری، یکی از اراذل و اوباش را به دلیل شکایت اهالی دستگیر کرده است که با آزمایش خونی که از او گرفته شده، جواب آزمايش ۶۰ میلی لیتر الکل را در خون او نشان مي دهد.
بعد از تحویل متهم به قاضی، اولین سوالی که از وی به عمل مي آيد این است که آیا شکایتی از مامور کلانتری داری یا نه؟ بر این اساس متهم از مامور کلانتری شکایت کرده و بلافاصله مامور کلانتری بازداشت می شود که با قرار وثیقه ۳ میلیون تومانی آزاد می شود؛ این در حالی است که متهم در همان حال با قرار وثیقه ۲ میلیون تومانی آزاد شده است.
مصر: درس مىخواند و هر از گاهى بر عليه حسنى مبارك، در و پنجره دانشگاهش را مىشكند.
هند: او پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر زيبايى مىشود و همزمان برادر دوقولويش را كه سالها گم شده بود، پيدا مى كند؛ سپس ماجراهاى عاشقانه و اكشنى (ACTION) پيش مىآيد و سرانجام آن دو با هم عروسى مىكنند و همه چيز به خوبى و خوشى تمام مىشود.
عراق: مدام به تيرها و خمپارههاى تروريستها جاخالى مىدهد و در صورت زنده ماندن، درس مىخواند.
چين: درس مىخواند و در اوقات فراغت، مشابه يك مارك معروف خارجى را مىسازد و با يك دهم قيمت جنس اصلى مىفروشد.
اسرائيل: بيشتر واحدهايى كه او پاس كرده، عملى است. او دوره كامل آموزشهاى رزمى و كماندويى را گذرانده! و مادرزادى اقتصاددان به دنيا مىآيد! رنگ مورد علاقهشان قرمز است، قرمز خونى!
گينه بيسائو: او منتظر است تا اولين دانشگاه كشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيلهاى درس بخواند.
كوبا: او چه دلش بخواهد و چه نخواهد، يك كمونيست است و بايد باسواد باشد و همين طور بايد براى طول عمر فيدل كاسترو و جزجگر گرفتن جميع رؤساى جمهورى آمريكا دعا كند.
پاكستان: او به شدت درس مىخواند تا در صورت كسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد.
اوگاندا: درس مىخواند و در اوقات بيكارى بين كلاس، چند نفر از قبيله توتسى را مىكشد.
انگليس: نسل دانشجوى انگليسى، در حال انقراض است و احتمالاً تا پايان دوره كواترنارى، منقرض مىشود، ولى آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مىخوانند.
ايران: عاشق تخم مرغ است! سركلاس عمومى، چرت مىزند و سر كلاس اختصاصى، جزوه مىنويسد! سياسى نيست، ولى سياسىها را دوست دارد. معمولاً ليگ تمام كشورهاى بالا را دنبال مىكند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است؛ البته نيم ساعت مانده به آخر كلاس، هر روز دو پرس از غذاى دانشگاه را مىخورد و هر روز به غذاى دانشگاه بد و بيراه مىگويد! او سه سوته عاشق مىشود؛ اگر با اولى ازدواج كرد كه كرد و الا سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مىشود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مىشود؛ ولى هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده كه چرا صاحب خانهها جان به عزرائيل مىدهند؛ ولى خانه به دانشجوى پسر نمىدهند! او چت مىكند؛ خيابان متر مىكند و در يك كلام؛ عشق و حال مىكند! همه كار مىكند؛ جز درس؛ نسل دانشجوى ايرانى درس خوان، در خطر انقراض است.
در حالي كه در منطقـه فـاجعـهزده «آچه» زمينلرزه و سونامي شهرهاي زيـادي را از صفحه زمين پاك كرده است منابع خبري از برپاماندن مساجد اين منطقه حكايت مي كنند.
خبرگزاري فــرانـســه گزارش داد، در روستـاي كاجو كه صدها خانه بـه طور كـلـي ويران شـده است مسجد روستا به طور معجـزه آسايي سالـم مانده است.
آب دور تادور مسجد را فراگرفته امـا حتي يك قطره آب در پلكان آن نفوذ نـكـرده است.
شبكههاي مختلف تلويزيـون انـدونـزي نيــز سـخنـان چنـد نفــر از نـجــاتيـافتـگـان سونـامـي را پخش كردهاند كه نجات خــود را مـديـون مسجدهايي ميدانند كه در آنها پناه گرفتـه بودند.
دو خبـرنگــار خبــرگــزاري رسـمــي «انتــاراي» اندونزي نيـز از مـعجـزه سالـم ماندن ساختمـان مسجد منطقه فاجعه ديـده و ويران شده ملابـو خبر دادهاند.
در منطقهاي كه اين مسجد واقـع اسـت، همـه ساختمانها حتـي سـاخـتمــان سـتــاد ارتـش و خوابگاههاي پليس، كاملا ويران شـده و تـنهـا مسجد پا بر جا مانده است.
عكسهايي كه خبرگزاري فرانسه از اين منطقه كه دسترسي زميني بـدان مـقـدور نيست منـتشـر كرده است، نشان ميدهد مساجد تنهـا مــاننــد لكـه هـاي سـفيـد رنـگ و ساختمانهايي هستند كه در ميــان انـبــوه گـل و لاي و ويـرانـههـا سربـرافـراشـتـهاند.
در منـطقـه «پـاسـي لــهـــوك» در 20 كيلومتري شرق شهر سيگلي در بخش پـيـدي دو مسجد در سـاحـل دريا سالم مانـدهانـد در حالي كه خانههـاي اطراف آن هـمگـي ويـران شدهاند.
اين دو مسجد يكي قديمـي و بـا چــوب سـاختـه شده و ديگري كـه جـديـد اسـت بـا بتـون احـداث شده است و هر دو سالم ماندهاند و حـدود يك صد نفراز ساكنان روسـتـا با پناه بردن به اين دو مسجد از مرگ نجات يافتهاند.
سحر و جادو ، پديده اي است دست نخورده كه از سال هاي دور ميان مردم كويت باقي مانده و در كنار آخرين پديده هاي فن آوري قرن ، در بازار مكاره شهر كويت خودنمايي مي كند . صحنه پياده شدن شهروندان كويتي از خودروهاي مدل 2004 در حالي كه تلفن همراه نوكيا 7200 را به دست دارند و نشستن آنها در كنار جادوگران در اين كشور ، امري عادي تلقي مي شود ، چرا كه در اينجا سحر و جادو همچنان خريدار دارد . . .
محل كار جادوگران در اين كشور مانند مطب دكتر است و هر مراجعه كننده پس از پرداخت مبلغ ، در نوبت قرار گرفته و معمولا پس از 2 تا 3 ساعت انتظار ، موفق به ديدار ساحر مي شود . . . روزانه ده ها نفر زن و مرد براي باطل كردن چشم زخم ، حسادت و جادو و طلسم دشمن ، به يك مركز سحر و جادو مراجعه مي كنند .
به نوشته روزنامه هاي كويت ، در مجموع روزانه حدود 4 هزار نفر از مردم كويت راهي اين مراكز مي شوند . اين در حالي است كه جمعيت بومي اين كشور كمتر از 850 هزار نفر است . كارشناسان مسايل اجتماعي كويت ، دليل رواج اين پديده در ميان مردم كويت را انحطاط فكري و بيسوادي مردم مي دانند . . .
ام فيصل ، يكي از جادوگران معروف كويت ، از هر مراجعه كننده 4500 دلار به عنوان دستمزد دريافت مي كرد تا آرزوي وي را برآورده سازد . . .
اطلاعات 8 تيرماه 1383
كف بيني ، طالع بيني ، فال ، سحر و جادو در كشورهاي زيادي رواج دارد . جادوگري مانند
“ ام فيصل “ با مبلغي كه از سه تا چهار مشتري خود مي گيرد ، مي تواند يك خودروي ماكسيما يا حتي بهتر از آن خريداري نمايد . در كشورهاي عربي قيمت چنين خودروهايي 15 هزار دلار است .
“ سرداري كه نداند بايد چه موقع از اسلحه كمري
استفاده كند ، بايد هم به چنين روزي دچار شود “
نظر صدام حسين در باره فرار محمدرضا شاه پهلوي از ايران
جناب بوش ، يعني رئيس جمهور ايالات متحده ، به تازگي صاحب يك هفت تير شده كه قبلا متعلق به آقاي صدام حسين بود ! حالا كاري نداريم كه اين اسلحه كمري ، چگونه از كمر صدام جدا شده و رسيده به جناب بوش ، اما نكته جالب ، عمل بسيار جالب و حرفه اي خبرنگار مجله تايم است كه با آب و تاب تمام اين قضيه را لو داده است . . .
بالاخره تاريخ ورق خورد و همگان ديدند كه نه تنها از اسلحه كمري اش براي از پا درآوردن دشمن استفاده نكرد ، بلكه جرات يك شليك كوچك به طرف شقيقه خودش را هم نداشت . به نظر مي رسد كه او هم مثل خيلي از ديكتاتورهاي ديگر ، فقط جرات تجويز مرگ براي ديگران را دارد و اسلحه كمري اش يا بايد به دست بوش برسد و يا به طرف ديگران نشانه برود . به هر حال ، اسلحه كمري مشهور صدام ، اين روزها خبرسازترين اسلحه جهان است . . .
همشهري 16 خرداد 1383
انگشت انسان در ظرف سس و موش در حلب روغن !
سس انگشتـي و كيـك مـگـسي
روغن موشي و سوسك در پپسي
ظرف سس از نوع شيشه هاي بزرگ بوده و مصرف كننده علي رغم طعم غيرطبيعي آن ، پس از مصرف دوسوم از سس ، به وجود يك شيء خارجي در آن پي مي برد و اعلام شكايت مي كند . . . مصرف كنندگان پي از مصرف مقداري از روغن ، با مشاهده شيء خارجي درون حلب روغن جامد ، موضوع را با مراجع بهداشتي مطرح كردند . . .
اكبري ، بازپرس شعبه دوم دادسراي جرايم پزشكی
متاسفانه گاه ملاحظه مي شود كه كارخانجات توليد كننده ، شرايط بهداشتي را رعايت نمي كنند ، كه پيدا شدن انگشت انسان در ظرف سس ، فاجعه اي براي جامعه است و نشان دهنده آن است كه چه بسيار مواد آلوده اي كه در اين سس وجود داشته كه حالا به بند انگشت رسيده و مساله بسيار متاثر كننده است ، يا وجود موش در روغن ، نشان دهنده آلودگي محل توليد اين ماده غذايي است . . . در گذشته نيز اغلب مشاهده مي شد كه در شيشه هاي نوشابه سوسك پيدا مي شد و حالا در روغن ، موش پيدا مي شود . . .
محمد علي جداري فروغي ، حقوقدان و وكيل دادگستري ،
همشهري 24 تيرماه 1383
مطلب ديگري برايتان انتخاب كرده ام در مورد پيدا شدن لنگه گيوه در كشمش صادراتي كه مربوط به چهار دهه قبل است .
4711 روز ماموريت براي خريد هواپيماهاي از رده خارج
كفش گشاد كه پوشيدي ،
آماده زمين خـوردن باش
ضرب المثل چيني
به گزارش نشريه ترابران ، آنچه در نشريات تركيه به چاپ رسيده ، حاكي از آن بود كه ايران صنايع هواپيمايي تركيه را از ورشكستگي نجات داده است . اين خبر كه هيچ گاه از سوي مقامات ايران تكذيب نشد ، حكايت از خريد چند فروند هواپيماي دست دوم ايرباس از سوي ايران پس از حادثه 11 سپتامبر داشت . اين اقدام سبب شد صنايع هواپيمايي تركيه كه با بروز حادثه 11 سپتامبر در شرف ورشكستگي قرار داشتند ، جاني دوباره بگيرند . . .
نشريه خارجي ديگري خبري را مبني بر خريد هشت فروند هواپيماي دست دوم از نوع ايرباس از امارات متحده عربي و تركيه توسط ايران منتشر كرد . . . با پيش آمدن اين وضعيت ، كساني كه مدعي بودند ايران مي خواهد تحريم هاي اقتصادي آمريكا را دور بزند ، در پناهگاه سكوت خزيدند . . . واشنگتن با تحويل چهار فروند هواپيماي ايرباس كه توسط سيد محمد خاتمي در جريان سفر به فرانسه سفارش شده بود ، مخالفت كرد . . . به همين دليل ايران تصميم گرفت هشت فروند هواپيماي دست دوم را با پرداخت 113 ميليون دلار خريداري كند ، در حالي كه يك فروند هواپيماي نوي ايرباس به قيمت 125 ميليون دلار خريد و فروش مي شود .
نكته اي كه در خريد هواپيماي دست دوم قابل توجه است ، سن اين هواپيماهاست ، چرا كه طبق اعلام اعضاي كميته تحقيق و تفحص مجلس ، اين هواپيماها سني بيش از 13 سال دارند و به نوعي ايام پيري خود را پشت سر مي گذارند كه در اين سراشيبي ، دو راه پيش رو دارند : اول سقوط و دوم خروج از ناوگان هوايي كشور ، كه به نظر مي رسد همين واقعيت براي اثبات غير اقتصادي بودن خريد اين هواپيماها كافي باشد . . .
بر اساس اسناد به دست آمده ، مشخص شد علاوه بر خريد هواپيماهاي مستعمل و قطعات فرسوده ، تعميرات هواپيماها نيز در شركت هاي فاقد صلاحيت و امكانات لازم به انجام رسيده است . . . در اين كشاكش مشخص شد تاكنون 4711 روز ماموريت خارج از كشور براي خريد هواپيماهاي دست دوم و از رده خارج ساير كشورها به انجام رسيده است و ماموران پيگيري ، بيش از 800 هزار دلار حق ماموريت در اين ارتباط دريافت كرده اند .
وزير راه و ترابري كه براي اولين بار با پوشيدن رداي وزارت ، پا به ساختمان اين وزارتخانه گذاشت ، در تغيير موضعي اعلام كرد هواپيماي 30 ساله و كشتي 25 ساله در شان ملت ايران نيست و بايد براي نوسازي ناوگان هوايي كشور ، كه از سال 1357 تاكنون هواپيماي نو به خود نديده است ، فكري كرد . . .
همشهري 23 تيرماه 1383
ـ اگر زير شديدترين برف و باران در كنار خيابان باشيد هيچ ماشيني براي شما نگه نميدارد.
ـ اگر براي خريد به يك مغازه در پاساژ برويد واتفاقاً فروشنده خانم باشد نميدانيم چرا ولي به چند برابر قيمت اجناس را به شما غالب ميكند.
ـ اگر در سرويس نشستهايد و خانمي سرپا ايستاده باشد مجبوريد جايتان را به ايشان بدهيد (خداي نكرده) و تا مقصد مجبوريد سر پا بايستيد.
ـ اگر شغل، تحصيلات و قيافه خوبي داشته باشيد اما درآمدتان كم باشد بايد تا آخر عمر مجرد بمانيد.
ـ اگر در درسي بيفتيد هرچقدر پيش استاد التماس و گريه كنيد فايده ندارد.
ـ اگر از درس خواندن فارغ شديد مجبوريد براي دفاع از كشور، مردم، ناموس و فرهنگ به سربازي برويد.
ـ هيچگاه نميتوانيد منشي رييس يا منشي معاون يا منشي مديرعامل جايي بشويد.
ـ نميتوانيد براي ازدواج نكردن ادامه تحصيل را بهانه كنيد.
ـ براي ازدواج نميتوانيد هيچ شرطي بگذاريد ولي هرچه گفتند بايد بگوييد: چشم چشم چشم..
تفاوت ها
آمريکا با ايجاد آزادی اخلاقی کاری کرده است که مردم به فساد و فحشا روی بياورند اما جمهوری اسلامی از طريق محدوديت اخلاقی کاری کرده است که مردم به فساد و فحشا روی می آورند
دولت آمريکا از روشنفکران خودش بدش می آيد، اجازه می دهد آنها حرفشان را بزنند اما کاری می کند که هيچکس حرف آنها را نشنود، جمهوری اسلامی هم از روشنفکران خودش بدش می آيد، جلوی حرف زدن آنها را می گيرد، اما همه حرف آنها را می شنوند
در ايران اول قدرت سياسی پيدا می کنند بعد پولدار می شوند، در آمريکا اول پولدار می شوند بعد قدرتسياسی پيدا می کنند
رئيس جمهور آمريکا يک گاوچران بيسواد است، اما کشورش پيشرفت علمی می کند، رئيس جمهور ما يک فيلسوف است اما پيشرفت علمی نمی کنيم
ما گذشته مان عظيم است، حال مان خراب است و آينده مان نامعلوم است. آنها گذشته شان نامعلوم است، حال شان بد نيست و آينده شان مشخص است
مردم ما در جريان ريز و درشت اخبار جهان هستند ولی نقشی در حکومت ندارند، اما آمريکاييها در جريان مسائل کشور خودشان هم نيستند ولی نقش تعيين کننده در سرنوشت شان دارند
در آمريکا گروهی عظيم با فکر کردن يک کشور بزرگ را اداره می کنند. و در کشور ما گروهی عظيم با فکر کردن جلوی اداره يک کشور بزرگ را می گيرند
در آمريکا هرکس کار جديدی بکند يا فکر تازه ای داشته باشد خوشبخت می شود، در ايران هر کس کار جديدی بکند يا فکر تازهای به سرش بزند بيچاره می شود
آمريکا کشور فردگرايی است اما همه چيز با سيستم اداره می شود، در کشور ما فردگرايی ممنوع است، هيچ سيستمی هم وجود ندارد
در آمريکا هر کسی هر غلطی بخواهد می کند دولت هم کاری به کارش ندارد، در ايران حکومت هر غلطی خواست می کند، کسی هم کاری به کارش ندارد
شباهتها
در هر دو کشور رئيس جمهور هيچ کاره است
هر دو کشور برای بقای خود به يک يا چند دشمن احتياج دارن
هر دو کشور دوست دارند در مسائل کشورهای ديگر دخالت کنند، يکی زورش می رسد، يکی نمی رسد
درهر دو کشور مردم در حال خوشگذرانی اند، در يکی دولت از اين موضوع ناراحت است، در يکی خوشحال است
در هر دو کشور رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومی نقش دارند. در آمريکا اين رسانه ها وجود دارند اما در ايران اين رسانه ها مدتهاست نابود شده اند
مردم ايران و مردم آمريکا از خارجی ها خوششان می آيد، با اين تفاوت که ايرانی ها خارجی ها را در خارج از کشورشان می بينند، اما آمريکايی ها خارجی ها را در کشور خودشان می بينند
در هر دو کشور رسوايی اخلاقی يک اسلحه سياسی عليه مخالف است، با اين تفاوت که در آمريکا رسوايی اخلاقی باعث محبوبيت در کوتاه مدت می شود، در ايران در دراز مدت
هر دو حکومت با تبليغات اداره می شوند، اما يکی شان تبليغات را بلد است، ديگری بلد نيست
هر دو کشور متکی به تلويزيون هستند، در يکی تلويزيون هيجان انگيز است و در ديگری نفرت انگيز
در هر دو کشور مردم اعتقادات دينی دارند، در يکی مردم می خواهند بروند بهشت، اما در ديگری حکومت به زور قصد دارد همه را به بهشت بفرستد
اگر بپذيريم كه تمامي ما از دم يك تخته
كـم داريم ، زندگـي دلپذيرتر مي شود .
مارك تواين
پسرك بيچاره تنها 8 سال داشت كه پدرش او را مجبور كرد تا براي خريد مواد مخدر مصرفي اش پيش تورج خان برود و از همان روز بود كه ديگر تورج خان با آن سبيل هاي بلندش هيچ وقت از ذهن پسرك نرفت . خودش مي گويد كه آن كار را به خاطر مادر و خواهرش انجام داده است .
داستان پسرك از همان روزي آغاز شد كه ضربات شلاق ناشي از خماري پدر ، او را مجبور كرد كه پيش آن مرد سبيلو برود و چون پدرش پولي براي خريد مواد نداشت كه به او بدهد ، پس تورج خان هم پسرك را تحقير كرد و دست خالي به خانه برگرداند . پدرش وقتي فهميد كه رامين كوچولو دست خالي آمده است ، باز هم با شلاق به جانش افتاد و تمام عصبانيت ناشي از خماري خود را بر سر كودك بي گناه خالي كرد .
حالا كه التماس هاي رامين هم از عصبانيت پدر كم نمي كرد ، پس زهرا دختر خانواده ابزار خوبي براي دستيابي به مواد مخدر در ذهن پدر معتاد بود . آن روز ، پدر رامين دست خواهرش را محكم كشيده و با خود برد . آخه آن قاچاق فروش ، زهرا را براي خودش خواستگاري كرده بود و به پدرش گفته بود كه پس از ازدواج با زهرا ، مي تواند مواد مخدر رايگاني در اختيارش قرار دهد . . .
رامين كوچولو كه حالا ديگر 10 ساله شده بود ، به دليل همان رفت و آمد ها با تورج خان به جرم حمل مواد مخدر دستگير شد . آن موقع شانس با او يار بود و به دليل نداشتن سوء سابقه آزاد شد ولي كمتر از يك ماه بعد پسرك اين بار به جرم سرقت چند تخته فرش دستگير شد تا طعم يك سال حبس در كانون اصلاح و تربيت را بچشد . . .
رامين كوچولوي 10 ساله حالا ديگر با مكاني آشنا شده بود كه همسن و سال هايش جرم هاي عجيب و غريب تري نسبت به او مرتكب شده بودند . يك سال گذشت و اين بار پسرك شلاق خورده اي كه روزي به پدرش التماس كرد كه خواهرش را به عقد يك خلافكار در نياورد ، با يكي دو تا از همان بچه هاي كانون كه حرفه اي تر بودند ، با شيوه هاي جديد سرقت آشنا شد و با همان ها دست به سرقت و زورگيري كرد . . .
حميده عبداللهي ، همشهري 20 مردادماه 1383
پرسش اول : آيا سريال ژاپني سالهاي دور از خانه ( اوشين ) را ديده ايد ؟
پرسش دوم : آيا گسترش فقر در جامعه سبب گسترش فساد مي شود ؟
پرسش سوم : چرا خلافكار كوچك در كانون ، به جاي اصلاح و تربيت ، مجرم حرفه اي شد ؟
سيگار دادن به سگ و گربه ممنوع است !
هركس تلاش كند ، بازي كودكي را كه در چاله آبي گل بازي مي كند ، متوقف كند ،
خلافكار است .
از قوانين ايالت كاليفرنيا
افراد پليس اجازه دارند به دوچرخه سواري كه با سرعتي بيش از 90 كيلومتر در ساعت دوچرخه سواري مي كند ، دستور ايست دهند !
از كتاب ايالت كنتيكات
زنان مجرد حق چتربازي در روز يكشنبه را ندارند . در صورت تخلف ، دولت مجاز است فرد خاطي را دستگير ، جريمه و زنداني كند .
اگر فيلي به پاركومتري بسته شود و در همان محل رها شود ، بايد هزينه پاركومتر توسط صاحب آن همانند يك خودرو پرداخت شود !
از قوانين ايالت فلوريدا
دادن سيگار روشن به سگ ، گربه و ديگر حيوانات اهلي غيرمجاز است .
از قوانين ايلي نويز
شهروندان ، اگر كمتر از 4 ساعت از خوردن سير توسط آنها گذشته باشد ، مجاز نيستند سوار وسايل حمل و نقل عمومي شوند يا به سينما و تئاتر بروند .
از كتاب قانون ايالت اينديانا
حمام كردن حداقل هفته اي يكبار در شب هاي يكشنبه اجباري است .
قانوني از ورمونت
هيچ كودكي ، اگر دهانش بوي پياز وحشي بدهد ، حق حضور در مدرسه را ندارد .
مصوبه اي براي شهروندان ويرجينياي غربی
خوردن آب نبات چوبي در ملاء عام ممنوع است .
هر راننده اي با سابقه جنايي ، بايد هنگام ورود قبل از محدوده شهر توقف كرده و با تلفن ، ورود خود را به رئيس پليس آنجا اعلام كند !
از قوانين ايالت واشنگتن آمريكا
همشهري 3 شهريورماه 1383
كدام قانون ايالتي به نظر شما جالب تر است ؟
مونتاژ خودرو سهل ، ساده و سودآور است
ماشين مشدي ممدلي
نه بوق داره نه صندلی
بيماري مونتاژ :
توليد خودرو در ايران با مونتاژ قطعات جيپ لندرور انگليسي در سال 1336 شروع شد . در سال 1337 مونتاژ يك نوع جيپ آمريكايي و سال 1338 مونتاژ كاميون هاي بنز آلمان در ايران آغاز شد . توليد خودرو سواري در ايران در سال 1340 با مونتاژ يك نوع فيات موسوم به 1100 عملي شد و سال 1341 كارخانه ايران ناسيونال يا ايران خودرو فعلي پي ريزي شد كه مونتاژ يك نوع خودرو انگليسي شركت تالبوت را آغاز كرد . از آن زمان تاكنون توليد خودرو در ايران عمدتا با همان روش مونتاژ دنبال شد و تنها در سالهاي اخير گام هايي براي طراحي ، توليد و ساخت داخل انواع قطعات برداشته شده است .
از هنگام حضور نخستين خودرو تاكنون ، مونتاژ روش اصلي توليد در ايران بوده است . اين نوع توليد سهل ، ساده و سودآور است و با ارزش افزوده بالايي كه ايجاد مي كند ، چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي همه به دنبال آن هستند . در حال حاضر ، قطعه سازان تنها براي پيكان و پرايد قطعه توليد مي كنند و توان توليد محصولات مورد نياز ديگر خودروها را ندارند . مهمترين ضعف قطعه سازان ، فقدان تجهيزات پيشرفته ، ناتواني در قالب سازي و نداشتن نيروي انساني ماهر است . اگر رشد اين بخش دروني و طبيعي بود ، اين نقاط ضعف نبايد مشاهده مي شد . . .
فقدان استراتژي :
خودرو دوو حدود 8 سال در ايران توليد شد و تا اين اواخر كه ارسال قطعات آن قطع شد ، به طور كامل مونتاژ مي شد . خودرو پژو 405 پس از سال ها توليد و علي رغم تعهد به افزايش درصد توليد داخل ، حدود 5 سال پيش قالب هاي بدنه دست دوم آن از يكي از كشورهاي آسياي جنوب شرقي خريداري و امكان توليد بدنه آن در داخل كشور فراهم شد . عدم توانايي بزرگترين توليد كننده خودروي كشور براي ساخت قالب ، از نبود يك استراتژي روشن در اين صنعت حكايت دارد .
در ايران و از دهه هفتاد به بعد ، بسياري از بنگاه هاي توليد خودرو ، چه دولتي و چه خصوصي ، با شعار و قرارداد توليد داخل ، به سوي توليد مونتاژ روي آورده اند . اين در حالي است كه توليدكنندگان ، قطعات منفصله و حتي اطاق ( خودرو ) را وارد كرده و خودرو توليد مي كنند . يك نمونه توليد رنو 5 است . اين خودرو در شركت پارس خودرو و با ارزبري كمي توليد مي شد ولي سودي براي شركت نداشت . به همين دليل سازمان گسترش ، شركت سايپا را وادار كرد كه اين شركت ( پارس خودرو ) را خريداري كند . امروز همان شركت زيان ده با مونتاژ خودرو ماكسيما به سوددهي كلان رسيده است . ابتدا اين خودرو ساخته شده وارد مي شد ، ولي پس از مدتي مونتاژ شروع شد و از آغاز با قيمت بالا فروخته مي شد . اين نوع توليد ، شركت زيان ده سابق را سودده كرده است . اين در حالي است كه خودروي ماكسيما در كشورهاي ( حوزه ) خليج فارس و مدل هاي بالاتر آن حدود 15 هزار دلار فروخته مي شود . . .
فقدان يك برنامه و استراتژي مشخص بيماري است كه همه بخش هاي صنعت كشور از آن رنج مي برد . . . در حال حاضر تنها دو شركت بخش خصوصي مجوز گرفته اند ، اولي زاگرس خودرو ( توليدكننده پروتون ) و دومي كيش خودرو است . هر دو اين توليدكنندگان با مشكلات زيادي روبرو بوده اند و تاكنون از حمايت هاي لازم برخوردار نشدند . در عين حال ديگر شركت هاي حاضر به نحوي به مراكز قدرت وابسته اند و با استفاده از روابط مجوز گرفته اند .
سكوت وزارت صنايع :
آمارهاي مختلف و عجيبي از ميزان اشتغال در اين صنعت اعلام مي شود ، پيش از اين از 400 هزار نفر اشتغال در صنعت خودرو سخن گفته مي شد . در حال حاضر به 500 هزار نفر اشاره مي شود و حتي برخي از يك ميليون نفر شاغل سخن گفته اند ، در حالي كه مراجع مسئول و رسمي در اين زمينه رقم 80 هزار نفر را اعلام كرده اند . متاسفانه ارايه آمارهاي عجيب در اين بخش ادامه دارد و هيچ موضع گيري از سوي وزارت صنايع نمي شود كه اصلا در اين صنعت چه ميزان افراد و به چه شكل اشتغال دارند . . .
در طول 12 سال يعني از سال 1370 تا 1382 سود حاصل از فروش محصولات چهار توليدكننده عمده خودرو كشور در حداقل ممكن و احتساب سود ده درصد معادل 2 ميليارد دلار بوده است . اين ميزان سود در چه بخش هايي از اين صنعت سرمايه گذاري شده است ؟ شركت هاي ايران خودرو ، سايپا ، كرمان موتور و پارس خودرو در اين مدت 2 ميليون و 650 هزار خودرو توليد كرده اند . . .
محمد علي خسروي ، همشهري 24 تيرماه 1383
به كار بردن لفظ توليد براي صنعت مونتاژ خودرو خيلي جالب است . جالب تر اين است كه بدانيم آن خودروهايي كه قطعاتشان بيشتر در ايران توليد مي شود ، در شرف كنار گذاشته شدن هستند . پيكان و پرايد از آن جمله است ! فرض ده درصد سود براي مونتاژ و فروش خودرو نيز نادرست است . قيمت خودروي پژو 206 تيپ 5 در بازار اروپا در حدود 7 هزار دلار يعني حدود 6 ميليون تومان است ، در حالي كه قيمت فروش اين خودرو در ايران بيش از دو برابر يعني حدود 13 ميليون تومان است . قيمت خودروي ماكسيما نيز در اروپا و كشورهاي حوزه خليج فارس 15 هزار دلار است ، در حالي كه در ايران بيش از 35 ميليون تومان به فروش مي شود كه با فرض هر دلار 860 تومان حدود 41 هزار دلار مي شود !
با توجه با خدمات نامناسب پس از فروش و كمبود قطعات با قيمت مناسب در بازار ايران ، شايد بهتر باشد“ سازمان حمايت از مصرف كننده “ را “ سازمان حمايت از مونتاژ كننده “ بناميم . هر چه باشد ، مونتاژ كننده قدرت و درآمد بيشتري دارد . فضاي غير رقابتي ، انحصاري بودن بازار خودرو ايران و عدم حمايت جدي و عملي از بخش خصوصي و در نهايت اعمال تعرفه هاي سنگين بين 100 تا 160 درصدي بر واردات ، در كنار بيماري مونتاژ و فقدان استراتژي و سكوت وزارت صنايع ، ما را به ياد ترانه قديمي مي اندازد :
ماشين مشدي ممدلي
نه بوق داره نه صندلي
در گذشته بوق و صندلي ماشين خيلي اهميت داشت . در خودروهاي امروزي ، فرمان هيدروليك ، ترمز ABS ، دنده اتوماتيك ، فرم آيروديناميك ، كمربند و وسايل ايمني ، كيسه هوا يا AIR BAG و شتاب اوليه و سرعت و . . . اهميت دارد . صنعت مونتاژ به جاي اشتغال زايي بيشتر سبب رونق دلالي و واسطه گري مي شود . لطفا مطلب زير را بخوانيد . سخنان رئيس سازمان گسترش و نوسازی صنايع ايران در مورد تمايل شديد نمايندگان مجلس ششم به واردات خودرو خيلی جالب است !
دريافت وجه قانوني است و اجباري نيست !
آموزش براي عموم مردم رايگان است
اصل سي ام قانون اساسی
دريافت وجه از اولياي دانش آموزان در مدارس سراسر كشور قانوني است ، اما پرداخت آن براي خانواده ها اجباري نيست ! دو ماده قانوني براي اخذ وجوه از اولياي دانش آموزان در مدارس وجود دارد . يكي اين كه بر اساس ماده 11 قانون شوراهاي آموزش و پرورش مصوب مجلس شوراي اسلامي ، مديران مدارس موظف هستند از اولياي دانش آموزان ، كمك هاي مردمي و همچنين در قبال ارايه فوق برنامه به دانش آموزان ، وجه دريافت كنند . . .
مديران مدارس موظف هستند با مشاركت اختياري مردم ، شرايط لازم براي اجراي برنامه هاي مدرسه را فراهم كنند . . . مصوب مجلس شوراي اسلامي ، هيچ تعارضي با اصل 30 قانون اساسي ندارد و دريافت وجه قانوني است و اجباري نيست !
بهمن سميع ، مديركل دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات
وزارت آموزش و پرورش ، همشهري 24 تيرماه 1383

فقط در ایران

فقط در هند

فقط در چین

فقط در هاوایی

تهران- خبرگزاري كار ايران
گروه گزارش ايلنا
در پايانه جنوب تهران بر اساس ظاهر افراد قيمت بليط تعيين مي شود.
مسول تعاوني 12پايانه جنوب با تا ييد اين موضوع به گزارشگر ايلنا، گفت: « قيمت بليط هاي اين پايانه بر اساس ظاهر مراجعه كنندگان تعيين مي شود.»
يكي از مسافران مسير تهران - زاهدان با نشان دادن چند بليط به خبرنگار ايلنا، خاطرنشان كرد: « تعاوني ها از مسافران يك مسير مشخص قيمتهاي متفاوتي دريافت مي كنند، مثلا مسافران مسيرتهران- زاهدان براي دريافت بليط از 6 تا 10600 تومان پول پرداخت مي كنند.»
ابراهيمي مسول تعاوني 12پايانه جنوب در اين مورد مي گويد: « قيمت اتوبوس معمولي براي اين مسير، تهران - زاهدان 6 هزار تومان و قيمت اتوبوس ولو 9600 تومان تعيين شده است اما براي اينكه بتوانيم با تعاوني ها ديگر رقابت كنيم در بسياري از مواقع تخفيف مي دهيم و در برخي موارد نيز با توجه به اينكه برخي از مسافران دانشجو و يا سرباز هستند، يا از وضعيت مالي خوبي برخوردار نيستند، تخفيف مي دهيم.»
وي در پاسخ اين سوال كه چگونه تشخيص مي دهيد افراد از نظر مالي چه وضعيتي دارند و يا دانشجو هستند، گفت: « از ظاهرشان مشخص است كه چه وضعيتي دارند.»
اما مسافران چنين نظري ندارند. م - ك 32 ساله، يكي ديگر از مسافران مسير تهران - زاهدان، در مورد چگونگي تفاوت قيمتها مي گويد: « يكي از مسافران دانشجو مبلغ 9600 تومان پول پرداخت كرد و مسافر ديگري كه اتفاقا از ظاهرش مشخص بود كه وضعيت مالي خوبي هم دارد، براي همين مسير 6 هزار تومان پرداخت كرد ضمن آنكه، راننده اتوبوس ولو، از مسافرين بين راهي 10600 تومان مي گرفت.
ظاهر شهروندان مي تواند ملاك مناسبي براي تعين قيمت بليط باشد؟ آيا تعرفه مشخص و قانونمندي براي تعيين قيمت بليط در پايانه ها وجود ندارد؟
پايان پيام
يك نوزاد فلسطيني به همراه اسم نوشته شده عموي شهيد خود بر روي گونهاش به دنيا آمد.
اين نوزاد فلسطيني در پديدهاي عجيب، پس از آنكه زمان تولدش يك ماه به تأخير افتاد و در شب قدر به دنيا آمد، نام «علا»، عموي شهيدش را با خط زيباي عربي و كاملا واضح روي گونهاش دارد.
روزنامه «الشرقالاوسط» با اعلام اين خبر افزود، مادربزرگ اين نوزاد گفته است، او پيش از تولد نوهاش، اصرار داشته كه حاضر نيست، نام پسر شهيدش را او بگذارند، اما پس از تولد با ديدن اسم پسر خود كه با رنگ قهوهاي و زيبا بر روي گونه نوزاد نقش بسته بود، شوكه شده است.
«الشرقالاوسط» نوشت، مردم فلسطين از سراسر اين كشور براي ديدن اين كودك ـ كه برخي از او به نام معجزه الهي ياد ميكنند ـ به بيتاللحم ميآيند

